دیار اهورمزد، دیار مهر


خوشبختی ازآن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد " زردشت"


این پست از وبلاگ گروه مستان برگرفته شده و بر پایه تحقیقات و گفته های شخص" پرواز همای " می باشد. 

درود بر همه ی هم میهنان خوبم

بهارتان جاودان و فرخنده باد .

بارها و بارها شنیده بودم که از دیرباز در آیین پارسیان هنگام آغاز بهار ، ایرانیان سفره ی 7 شین داشته اند نه 7 سین ؛ اما باورش برایم بسیار دشوار بود و اینکه چه بهانه و یا دلیلی وجود داشت که این کار را می کردند ، نمی دانستم و این سبب شد که در این 2 سال بر آن شدم تا آگاهی هایی در این باره به دست بیاورم و امروز بسیار شادم که پس از گشت و گذاری در کتاب شاهنامه و کتاب های تاریخی و پرس و جو از استادان ادبیات پارسی به رازهایی دست پیدا کردم که بسیار زیبا و شنیدنیست.

در این نوشته به ایده های دیگران احترام و ارج می نهم و سفره ی  7سین را نیز رد نمی کنم ، چرا که بنا به هر دلیلی بر پا گشته و تا امروز به جای مانده است ولی دلایل سفره ی 7 شین را برایتان بازگو می کنم و آنگاه خود برای برپایی سفره ی 7سین یا 7 شین تلاش کنید.   

 

 

 

مردم ایران زمین در آغاز سال نو برای آنکه سالی پر از اندیشه های پاک داشته باشند ، 7شین را به نماد یا سَنبُل اندیشه ی پاک در سفره ی خویش قرار می دادند تا آن سال را آنگونه بگذرانند و از هر کدام از شین ها ، اندکی بر زبان خود می گذاشتند چرا که بر این باور بودند همانگونه که سالی را آغاز کنند تا پایان نیز همانگونه خواهند بود.

1-  شمع : به نماد اینکه زندگیشان همیشه پرنور و روشن باشد ، چرا که ایرانیان از دیرباز آتش و روشنی را پرتوی از خداوند می دانستند.

2- شیر : برای آنکه زندگیشان پربرکت و سرشار از بخشایش پروردگار باشد ، چرا که اولین خوراکی که از پروردگار به انسان ارزانی گشته شیر مادر است.

3- شکر : به نماد آنکه زندگی شیرین تا پایان سال داشته باشند.

4- شوری : برای آنکه نمک زندگیشان بیشتر گردد.

5- شراب : شراب می نوشیدند و سال را به شادی آغاز می کردند تا شادیشان تا پایان سال پابرجا باشد.

6- شاهی : شاهی را شاه همه ی گیاهان و سبزیجات می دانستند و از آنجا که گیاهخواری از آغاز در ایران باستان رواج داشت ، برای پرهیز از کشتن چهارپایان ، سال را با خوردن گیاه آغاز می کردند.

7- شاهنامه : شاهنامه چه از زمانی که فردوسی آن را گردآوری نکرده بود و چه پس از گردآوری ، همیشه بر روی سفره ی 7 شین بود تا مردم از داستانهای آن در آغاز سال ، یکی خوانده و درس زندگی بیاموزند.

 

 

 

در طول سالیان دراز« شین» ها یکی یکی بر روی سفره ی آغاز سال نو اضافه می گردید و هر کدام نشانه ی اندیشه های پاک در زندگی ایرانیان بود.

و امروز چرا سفره ی  7شین با این همه پیام های خویشتن شناسی و خوب جای خود را به 7 سین داده ، نمی دانم ؟!

نمی دانم که سیر در سفره ی هفت سین چه پیامی دارد؟

سمنو چه پیامی دارد؟

سنجد و سکه چه پیامی دارند ؟

 هیچ کدام را نمی دانم. البته برای توجیه می توان به زور برایشان پیام هایی ساخت ، ولی هیچ وقت به درستی و پاکی پیام های 7 شین با آنهمه اندیشه ی پاک نخواهند بود.

اگرچه سبزه در سفره ی 7 سین پیام رویش در بهار را دارد ولی همین پیام در 7 شین ، در بخش گیاه شاهی می تواند گنجانده شود. زندانی کردن ماهی در تنگ شیشه ای که از فرهنگ چین وارد ایران شده است ، باور کنید هیچ پیامی ندارد و ربطی به فرهنگ ما ایرانیان نداشته و جز آزار یک آفریده ی پروردگار پیامدی ندارد.

سالهاست که ما آیین و اندیشه های پاک ایرانی را واژگونه برگزار می کنیم . از دیرباز در ایران روز چهارشنبه سوری را بسیار گرامی می داشته اند و آتش را مهمترین انرژی در هستی می دانستند و در آخرین چهرشنبه سال ، درست همگام با پیدایش آتش ، آنروز را جشن می گرفتند ، آتش روشن می کردند ، از روی آتش می پریدند  و ... روز سیزده بدر همه ی مردم به میان دشت ها و جنگل ها می رفتنند با پاک کردن و تمیز کردن طبیعت در سال نو ، پیمانی دیگر می بستند تا برایشان سالی بارور به همراه داشته باشد ؛ ولی افسوس که امروز همه ی ما در روز سیزده بدر جز آلوده و نابود کردن طبیعت چیزی برایش به ارمغان نمی آوریم.

بیایید باور کنیم که این اندیشه به هیچ دین و مذهب و آیینی ضربه نمی زند و ربط ندارد ، تنها نشانه ی اندیشه های پاک انسانیست و یقین دارم هیچ دینی مخالف آن نیست و تنها دلیلی که این باور ها  و اندیشه ها را از میان می برد ، خودمان هستیم.

ای کاش که اندیشه های پاک فرهنگ خودمان را نگه داریم و از آن پاسداری کنیم .

بهارتان همیشه جاودان باد.

                                                    پرواز همای

 

 " همونجوری که گفتم این نظر با نظر من تفاوت داره و این نظر آقای همای هست و من دیدگاه خودم رو در پستی دیگه می نویسم "

 





: سینا ز.ک. ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩




 

تیره های کردنژاد که در کشورهای ترکیه، عراق، ایران و سوریه زندگی می کنند، جشن نوروز را با شکوه تمام برگزار می کنند. کردها از نظر زبان و مذهب به گروههای مختلفی تقسیم می شوند ولی همه آنها نوروز را جشن می گیرند و به آن "نَوْرُز " می گویند .آنان از دیدگاه نژادی، ایرانی هستند و ایران که واژه ای اوستایی است در معنی خواستگاه آریایی ها می باشد . آتش افکنی و نوروز دو رکن اساسی جشنهای ملی کردها محسوب می شود  . نوروز بزرگترین جشن کردهاست و آنها نوروز را جشن کهن کُرد می دانند.

 

نوروز و بهار برای ایرانیان و به خصوص تیره های کرد مفهوم آزادی و رهایی از بند اسارت و بندگی ظلم و جور ستمکاران ، زایشی نو و ازسرگیری کار و تلاش دوباره برای زندگی دارد.  

در باور ایرانیان بهار یادآور قیام " کاوه " ، آهنگر جوانی است که از ظلم و ستم ضحاک، به عنوان نماد تباهی و پلیدی ، به تنگ آمده و ملتی را با به بندکشیدن اسوه ظلم، به روشنایی رهنمون شد.

 مردم کردستان با روشن کردن آتش که نمادی از سوزاندن بندهای اسارت و کهنگی است ، جشن نوروز را به پیشواز می روند.

آتش نوروزی بر اساس باورهای کهن باید در بلندترین نقطه محل زندگی یعنی بام خانه روشن شود که  امروزه کمتر اما هنوز هم در برخی از مناطق کردنشین این چنین است.

کردهای ایرانی در پیوند با باورهای دیرین و باور سایر اقوام ایرانی دو بار، در چهارشنبه آخر سال و آخرین شب سال آتش روشن می‌کنند، تاضمن پایبندی به آیینهای باستانی، پیوندی بافرهنگ سایر اقوام ایرانی هم داشته باشند.

افروختن آتش در چهارشنبه آخر سال در فرهنگ و ادبیات ایران از گذشته های بسیار دور وجود داشته است. ولی به این شیوه که چهارشنبه سوری نامیده می شود در متون پیش از اسلام موجود نمی باشد (زیرا در گذشته روزها را به شکل شنبه، یکشنبه و ... نمی گفتند بلکه هر روز نامی داشت مانند فروردین، دی ، هرمزد و ...). کردها نیز در این مراسم با روشن کردن آتش مقدس به رقص و پایکوبی محلی می پردازند و شب خود را به یاد ماندنی می کنند . در روستاهای کردنشین نیز مردم در شب نوروز آتش روشن می کنند و به جشن و پایکوبی می پردازند.

کردهای مروین مثل همه کردهای دیگر، نوروز را با شکوه تمام جشن می گیرند. مراسم آنها در خانه، روی کوهها، یا روی بام خانه ها و یا در برزن ها انجام می گیرد. آنها گاهی نیز از روی آتش می پرند. برای کردها روز نوروز نه تنها روز ثروت و برکت، بلکه نماد صلح و آشتی و اتحاد است.

نوروز در کردستان ترکیه

یکی از کردهای شهر مروین ترکیه در باره این مراسم در شهر زادگاهش می گوید:
مردم مروین صبح نوروز پوشاک نو و یا مرتبی می پوشند و به دیدار همدیگر می روند. بعد همه در میدان بزرگی جمع می شوند و رقص و شادمانی می کنند. در این رقص ها – مانند آنچه در کارناوال های اروپایی معمول است - بعضی هم از نقاب استفاده می کنند ( به ندرت). مردم کرد زبان دیگری در ترکیه زندگی می کنند که کردهای زازا خوانده می شوند. این مردم بیشتر در آناتولی شرقی ساکنند و زبانشان کردی زازاکی است. تقویم کردهای زازا تقویم قدیمی خاصی است که به تقویم امروز میلادی شبیه است. کرد های زازا می گویند که احتمال دارد نام تیره ی  آنها (زازا) از  ساسان یا ساسانیان ریشه گرفته باشد.

نوروز و ایزدی ها

مردم کرد زبان دیگری که نوروز را چون زازا ها به شکلی خاص برگزار می کنند، کردهای ایزدی هستند. آمار دقیقی از جمعیت ایزدی ها که بیشتر آنها با لهجه کرمانچی صحبت می کنند در دست نیست. گفته می شود حدود 500 هزار ایزدی در عراق زندگی می کنند. همچنین عده ای از آنها در کشورهای سوریه، ترکیه، ارمنستان و گرجستان و حتی ایران پراکنده اند.

ایزدی ها به فرشته ای به نام ملک طاووس باور دارند که به زندگی و حیات آنها در روی زمین نظارت می کند و گاهی نیز از آسمان به زمین می آید. در باره منشا ایزدی ها نظرات مختلف وجود دارد.  بعضی می گویند که اصل آنها از یزد بوده و نامشان با ایزد زرتشتی ارتباط دارد و بدین ترتیب ریشه زرتشتی دارند. بعضی دیگر ایزدی را یکی از قدیمی ترین ادیان بابل و سومر می خوانند. گاهی نیز به نادرست شیطان پرست خوانده شده اند که به هیچ وجه درست و قابل قبول نیست. برخی نیز آنها را برجای ماندگان مهرپرستی، آیین کهن کردها، می دانند که با توجه به مراسم و عقایدشان، این مورد درستتر و قابل اعتمادتر است.

استقبال از نوروز با رقص محلی ( هَل پَرکه) در کردستان ایران

دکتر خلیل جندی رشو، استاد دانشگاه گوتینگن آلمان که خود نیز از شیخ های ایزدی است،‌ درباره جشن سال نو ایزدی ها می گوید: "جشن چهارشنبه سور در واقع جشن اول سال ایزدی هاست که در بین ملتهای دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می شود ولی ایزیدی ها این جشن را سر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدی ها به آن ” نیسان“ می گویند، برپا می شود. ایزدی ها باور دارند که در این روز فرشته ای که او را ملک طاووس می نامند، از آسمان به زمین می آید و با خود خیر و برکت می آورد. به همین جهت این را گاهی جشن ملک طاووس می نامند."

جشن چهارشنبه سور که چند هفته بعد از نوروز انجام می شود با آئین ها و سنت های مختلفی همراه است که بعضی از آنها از سنن نوروزی دیگر کشورها متفاوت است

یکی از تفاوت ها این است که در این ماه ازدواج برای ایزیدی ها ممنوع است چون که می گویند ماه نیسان که آن را "بوک هیوانه" می نامند عروس همه ماهها یا عروس سال است و مقدس است. در این ماه کسی اجازه ندارد زمین را بکند به این دلیل که در این ماه همه نباتات، درختها و گلها از زمین آشکار می شوند...

سنت دیگر این جشن این است که تخم مرغ رنگ می کنند. چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می خواهند دنیا به این رنگها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا بشود....( شاید بپرسید که چگونه در آیین کهنی چون ایزدی، گردبودن زمین مورد درک بوده؟ در پاسخ باید گفت که بر ما آشکارا نیست اما قدیمی ترین نوشته که به گردبودن زمین اشاره دارد، در اوستا کتاب مقدس زردشتیان است که به گرد بودن زمین به صراحت اشاره شده است. تحقیق آن را بر عهده ی خودتان می گذارم!)

رسم جالب دیگر ایزدی ها این است که صبح زود سال نو به دشتها می روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می دهند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این کار بیماری اش شفا می یابد.

آرد نیز در جشن سر سال ایزدی ها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت می روند و با آردی که با خود برده اند خمیر درست می کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فرو کرده و آن را بالای در خانه هاشان آویزان می کنند. انگار بهار به خانه شان آمده است. غیر از این زنان نانی به نام سَوُک می پزند که مانند خیرات به گورستان می برند. ایزدی ها نیز مانند کردهای زازا آئینی دارند که به آن طواف و گاهی نیز جمی می گویند.

اولین طواف در یک ده ایزدی به نام "باشِک وبَخرانه" در روز جمعه پس از چارشنبه سور شروع می شود و پس از آن تقریبا در همه دهات ایزدی آغاز می شود. هر طواف یک فرشته دارد که تنها خاص ایزدی هاست. این طواف ها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی ها به آن "هزیران" می گویند ادامه پیدا می کند و این نشان نوروز در بین ایزدی هاست.

ایزدی ها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است.

اهمیت نوروز برای کردها صرف نظر از این که به چه زبانی صحبت می کنند و به چه مذهبی اعتقاد دارند، مانند باقی ایرانیان  بسیار زیاد است زیرا نه تنها تفاوت نژآدی – زبانی و فرهنگی میان کردها و باقی ایرانیان وجود ندارد بلکه کردها از ریشه های درخت تنومند تمدن و فرهنگ ایران زمین هستند و به عبارتی یکی از پایه های اساسی در شکل گیری این کشور سترگ محسوب می شود . به همین جهت خود را موظف در پاسداری از این کهن ترین جشن گیتی میدانند . به طوریکه کردها ایرانی ساکن ترکیه برای اجرای این جشن ملی با دولت ترکیه که آنها را تا چند سال پیش از برگزاری نوروز منع می کرد دست به مبارزه نیز زدند و در نهایت حکومت نژاد پرست ترکیه را از پای درآوردند و آنها را مجبور کردند که نوروز ایرانی را به عنوان جشنی ملی و روزی تعطیل ثبت و شادمانی کنند .

روشن کردن آتش نوروز در کردستان عراق





: سینا ز.ک. ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩




نوروز باستانی و آیین زردشتی

 

با یاد اهورامزدا

 

خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد .    زرتشت

 

کم کم  به نوروز نزدیک می شویم ، بی مناسبت نیست کمی بیشتر با آیین کهن این مزر و بوم آشنا شویم...

 

من هر بار قسمتی از آداب و رسوم نوروز و فلسفه ی آن را برایتان خواهم نوشت تا بیشتر و بهتر بتوانیم با زیبایی های بزرگترین جشن ایرانیان آشنا شویم.

 

نوروز _ زیبا ترین جشن در آیین زردشت و در نزد ایرانیان

 

 

جشن نوروز بزرگترین ، برجسته ترین ، ویژه ترین و باشکوه ترین یادگار ایرانیان از روزگار باستان تا به امروز است. بیشترین ارزش این جشن را می توان در آن دانست که با پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای گوناگون چون کوهی استوار از هجمه ها و حمله های یونانیان ، ترکها ، مغولها و عربها جان به در برده و با روح و احساس مردم این سرزمین چنان سرشته شده است که همه ساله در ژرفای دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسیدن آن هستند.

 

طبق عقاید زردشتیان ماه فروردین به " فراوشی " اشاره دارد و دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار تحول می کند.

جشن نوروز از رسوم باستانی و ملی ایرانیان می باشد. جزییات چگونگی این جشن تا دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. تنها اطلاعات اندکی مربوط به دوره ساسانیان در این باره وجود دارد.

 

از نظر فردوسی، شاعر بزرگ ایران زمین، عید نوروز از زمان پادشاهی جمشید در ایرن مرسوم شده که احتمالا"  تاریخ آن باز میگردد به 3800  تا  3700  سال پیش.

 

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش

ایرانیان باستان به آتش احترام می گذاشتند. زیرا آتش باعث تصفیه هوا می شده است(البته متاسفانه، امروزه به دلیل استفاده از مواد منفجره و ترقه و آتش زدن مواد پلاستیکی مانند لاستیک خودرو، در روز چهارشنبه سوری هوای شهر به شدت  آلوده می شود ). آتش از بین برنده ی ناپاکی ها و روشن کننده ی تاریکی هاست.

زردشتیان آتش را نمی پرستیدند اما آن را به عنوان مظهری از یک انسان متعالی مورد احترام می دانستند.

حرکت صعودی آتش ، نورانی و گرما بخش بودن آن ، نماد یک انسان متعالی را در آیین زردشت تداعی می کند.

 

 

فلسفه ی خانه تکانی

زرتشتیان ایران باستان بر این باور بودند که فَرْوَهَرْها( تلفظ درست: فْرَوَهْرْ  یا  فْرَوَرْ   به معنای آن که نیرویی زیاد دارد- فرَ = زیاد ، وَر= نیرو و توان) ( یکی از نیروهای اهورایی در کالبد انسان که پس از مرگ همانند روان به مکان نخستین خود باز می گردد ) از ده روز پیش از نوروز برای دیدار بستگان و بازماندگان خود به زمین بازمی گردند. به همین دلیل است که زردشتیان از اوایل اسفند ماه خانه تکانی و پاک سازی محیط پیرامون خود را آغاز می کردند و مقدمات جشن و شادی را فراهم می ساختند تا فروهرها هنگام فرود آمدن، آنها را هماهنگ با طبیعت ، شاد و خرم و پاک و تازه ببینند و با خشنودی و آرزوی برکت برای خاندان خود به سرای خویش بازگردند.

 

سبزه

روایت است که اهریمن ، بلای خشکسالی را بر زمین فرو نشانید. اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و سرانجام او را شکست داد. آنگاه خشکسالی ، قحطی و نکبت را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت. با بازگشت او ، درختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند. پس مردم این روز را " نوروز " خواندند. و هر کس به یمن و مبارکی در ظرفی ، جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.

 

 

هفت سین

سمنو ، سیب ، سنجد ، سرکه ، سیر ، سماغ و سبزه ،

هفت واژه ای که با حرف سین شروع میشوند و معانی استعاره ای خاص خودشان را دارند ، به همراه تخم مرغهای رنگین ، گلاب ، شمع و آینه عناصر تشکیل دهنده ی سفره ی هفت سین ایرانیست. زردشتیان کتاب مقدس اوستا را نیز در راس سفره هایشان قرار می دهند.

هریک از این موارد سمبل و نماد تولد دیگرباره ی بهاران است.

در اساطیر ایرانی ، سمنو که از جوانه ی گندم درست میشود ، نشانه و سمبل زایش دوباره ی بهار است. و سبزی و سماغ و سرکه نماد افکار نیک ، کردار نیک ، خدا پرستی ، نیک بختی ، جاودانگی و داد و دهش هستند که به باور زردشتیان ، زردشت پیامبر ، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است.

 

هان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی

 

به جمشید بر گوهر افشاندند                 مر آن روز را روز نو خواندند

 

سر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

 

به نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروز روز

 

بزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند





: سینا ز.ک. ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩




جسد مومیایی شده پادشاهی در استان کردستان یافته شد که محققا" مشخص نبود مربوط به کدام دودمان پادشاهی می باشد. احتمال می رود مربوط به پادشاهان ماد باشد. به هر حال خالی از لطف نیست که نگاهی به آن بیندازید! البته این مومیایی چند سال پیش یافته شد اما بدلیل عدم اطلاع رسانی رسانه ها، لازم دیدم که این خبر بار دیگر یادآوری گردد.





: سینا ز.ک. ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩




 


ئمروو ده رووژه تاسه ی توم  که رده ن                   بیـزار بـوم ژه گیـان رازییم و مه رده ن
ئه ر تاسه ت نه که م  تاسه ی دلم بووگ             ئـه ر ویـرت نـه کـه م تـوکـاولـم بــووگ


برگردان به پارسی:
چند روزی است که دور از تو و به یاد توام, در این روزها از جان خویش بیزارم و میل به مردن دارم. دلم همواره بیاد توست, اگر تورا به فراموشی بسپارم کور و نابینا گردم.


ئمشـه و دیمـه خـاو قولـه ی ره یینـم              قه یه م ره نجان کرد هاته و سه ریـنم
هــاتـه و     ســه  رینــم    وه ده  وایـگــه          یه ی جامی شه روه ت وه شه فای گه وه

...
ده س داوه زولفان سیای عه مبه ر بوو                 هـه ر چیـگ مال دیرم نـه زر بالای بوو
نه زر بالات بود ده رده گه ت وه خوه م                 قیـافـه ی عه زیز هـه والپرسـه گـه م


برگردان به پارسی:
امشب به خواب دیدم که قبله و دلبر زیبای من خرامان خرامان به بالینم آمد.
بر بالینم نشست و با خود شربت و دوا و شفا به همراه داشت.
دست بر گیسوان خوشبوی خویش کشید. ای که هرچه مال و دارایی دارم فدای قامت رعنایت باد.
ای خوش سیمای من! خویش  و همه دارایی هایم, به فدایت باد ای که همواره احوال مرا می پرسی.

 

حضرت حافظ
سحـــرم دولـت بیــدار به بـالیــن آمـد                گفـت برخیزکه آن خسرو شیرین آمـد
قدحی درکش و سر خویش به تماشا بخرام         تــا ببینـی کـه نگارت بـه چـه آییـن آمـد
شــادی یـار پـر چـهــره بـده بــاده نـاب                 کــه مـی لعـل دوای دل غمـگیــن آمــد

 

هه لپه رکی  

هوره :
هوره ساده ترین, ابتدایی ترین و اصیل ترین گونه موسیقی است که اکنون به تکثر و هزارگونه گی زبانی و کیفی در آمده است. ما ایرانیان بخصوص مردمان کرد زبان غرب کشور این گونه ابتدایی  و اصیل آواز را هوره می نامیم, واژه هوره و نامگذاری آن قدمتی حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پیامبری اشو زردشت می رسد. در “گات های یسنا” که بخش مهمی از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان می باشد و بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان, مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آنرا هوره نامیده اند, هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک, پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.نام منطقه زیبا و رویایی هورامانات کردستان نیز احتمالا از همین روی گذاشته شده است.مردمان آریایی کردستان که از پایه گذاران تمدن و فرهنگ ایران بزرگ هستند بدون تردید امروز از پاسداران اصلی این آداب و رسوم اصیل و کهن هستند که مایه مباهات هر ایرانی است.
 
همانگونه که امروزه بعضی از افراد  و خصوصاً قاریان قرآن با تلاوت آیات این کتاب آسمانی آوازی را سر می دهند که ا زیک سو پیام خدا را که پاکی, فرزانگی و حقانیت است سر می دهد و  از سوی دیگر نیز موسیقی آهنگین این آواز چنان ژرف و گرم و زلال است که دل و جان را به ارتعاش در می آورد, آن زمان نیز بعضی از افراد  با تلاوت گات های اوستا, این حس های ژرف و زلال را به دیگران انتقال داده اند که هم, هنری لطیف و هم عملی مومنانه و اعتقادی محسوب می شد.
 
آقای فاروق صفی زاده پژوهشگر کرد زبان در کتاب “پژوهشی درباره ترانه های کردی” چنین می گوید:
این آواز, اصیل ترین موسیقی کردی می باشدکه از زمان های کهن به یادگار مانده است, که ویژه ستایش از اهورا مزدا بوده است و کردها که پیرو آیین آسمانی زردشت بوده اند در هنگام مرگ کسی و روی دادن پیشامدی و یا پس از پیوند با اهورا مزدا, شروع به خواندن هوره کرده اند و آواز سوزناکی  و دلنشینی را که برگرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه هوره خوانده اند, واژه هوره از اهوره گرفته شده است, همین شیوه هوره در خواندن قرآن به کار می رود و واژه سوره از همین واژه گرفته شده است.
 
وی در بخش دیگری از کتاب خود می گوید:
 هوره از ریتم آزاد پیروی می کند, این گونه آواز بیشتر در مناطق گوران, سنجابی, قلخانی و کلهر مرسوم است.

 

مقام های هوره:
بان بنه ای, بنیری چر, دودنگی, باریه, غریبی, ساروخانی, گل و دره,پاوه موری, قطار, هجرانی, مجنونی, سحری و هی لاوه.
هوره آواز ممتدی است که خواننده, شعرها و ابیات بیشماری را در ذهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورت پی در پی استفاده می کند, گاه شعرها سروده خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگر شاعران به عاریت می گیرد, هوره در گذشته های دور, مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن سروده های اشو زردشت (گات ها)  یا آموزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.هوره مختص به یک دوره تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست, هوره یا همان آواز اصیل ابتدایی, مادر همه آوازها, تصنیف ها و ترانه های مردمان جهان است, مادر آوازها و ترانه های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.
 
همانگونه که برکه, دریا, رودخانه, سیل, اقیانوس, باران, ابر ومه همه و همه از آب اند و آب مادر و اساس همه این دگرگونی هاست, هوره نیز مادر همه تکثر ها, تنوع و هزار چهرگی آوازها و ترانه های شاد و ناشاد مردم جهان است.برای درک درست این موضع باید به گذشته بر گردیم به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند, آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟
 
البته هر صدای موزونی از صدای نی گرفته تا آواز قناری موسیقی تلقی می شود اما منظور ما در این نوشتار موسیقی به معنای متعارف آن است, در گذشته ها, انسان ها به تنهایی و یا بصورت دسته جمعی به خواندن ممتد آواز روی می آوردند, بعد به مرور زمان انواع ساز ها و آلات موسیقی به میان آمدند و آن هوره ممتد و موزون را به قطعات و اجزاء متنوع و متکثر امروزی بدل ساخته اند, امروزه آوازهای سنتی ایرانی همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاهی خوانده می شود.
 
در مناطق کرد نشین غرب کشور خصوصاًَ استان ایلام و کردستان هنرمندان بزرگی وجود دارند که خواندن آواز هوره را به حد کمال رسانیده اند, از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره نمود.
 
سرایندگان هوره :
سید قلی کشاورز, علی کرمی نژاد معروف به حاجی طوسی, بهرام بیگ ولد بیگی, سید علی عسکر کردستانی, نجات, بساط عثمانوند, ابراهیم حسینی, ایل خان ارکوازی, اولعزیز, یاسمی, کریم صادقی و عبد الصمد عبدی پور هوره خوانان معروف استان های ایلام, کرمانشاهان و کردستان هستند اما پس از مرحوم علی نظر, سید قلی کشاورز سرآمد همه هنرمندان این گونه موسیقی است.

 
بولبول ته ن مه گیر ده نگ وه زاره وه                 بـه ش ته ن مـایه ی گـول وه داره وه
هـه ر جـای گولیـگه په ر چینی خاره                  ئـه رای بولبول نـه ی گـول ئنتـزاره
ئـه گه ر خار نه وی وه په رچیـن گول                 مرای مه تله وه یل زو مه وی حاصل

 

 


 برگردان به پارسی:
 چنین با صدای محزون و اندوهبار گریه مکن هنوز سهم تو گل بر شاخسار درختان باقی مانده است.هر کجا گلی هست پرچینی از خار به همراه دارد, ولی بلبل همواره به انتظار گل است.اگر خارها پرچین گل نباشند بلبلان به سادگی به مقصود خود می رسند.

 

زن کردستانی در حال نواختن چنگ(ساز باستانی ایران)

 

برداشت از پایگاه آریارمنariarman.org





: سینا ز.ک. ; ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩